جانیس بروکس، زنی که در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ از طبقهٔ ۸۴ برج جنوبی فرار کرد، هنوز هم با کابوسهای آن روز وحشتناک زندگی میکند. او تنها یک بازمانده نیست، بلکه شاهدی است بر فاجعهای که قلب آمریکا را به لرزه درآورد و زندگیهای بیشماری را تغییر داد.
فرار از مرگ
در آن صبح تلخ، جانیس به کار روزمرهاش در مرکز تجارت جهانی مشغول بود که ناگهان صدای مهیب یک هواپیما به گوش رسید. لحظاتی بعد، ساختمان در حال لرزش بود و ترس و وحشت در دلها پخش شد. جانیس با وجود ترس و وحشت، تصمیم به فرار گرفت. او از طبقهٔ ۸۴ به پایین دوید، در حالی که صدای فریادهای همکارانش در گوشش طنینانداز بود. او تنها یکی از معدود افرادی بود که توانست زنده بماند.
درد و فقدان
با خروج از ساختمان، جانیس با واقعیت تلخی مواجه شد: ۶۱ همکارش در آن روز جان خود را از دست داده بودند. این فقدان بر دوش او سنگینی میکند و هر بار که به یاد آن روز میافتد، دچار عذاب وجدان میشود. او نمیتواند از یاد ببرد که چرا او زنده ماند و دیگران نه. این حس گناه و درد ناشی از فقدان، او را به یادآوری دائمی آن روز وحشتناک وادار کرده است.
اکنون، سالها بعد از آن واقعه، جانیس همچنان با آثار روانی و عاطفی آن روز دست و پنجه نرم میکند. او در تلاش است تا به زندگی عادی برگردد، اما کابوسهای شبانه و یادآوریهای ناگهانی همچنان او را رها نمیکنند. این داستان جانیس، به نوعی نمادی از روحیهٔ انسانی در برابر فاجعه و از دست دادن است؛ روحیهای که میتواند در دل تاریکی، روشنایی را جستجو کند.
منبع: independent.co.uk



