یاشار سلطانی باید روشن کند آیا ۲۰۰ هزار دلار از حسین آقایاری یا شبکههای او دریافت کرد و چرا پرونده آقایاری در افشاگریهای اخیر او برجسته نشد.
غایب بزرگ افشاگری: پروندهای با مقیاس چند میلیارد دلاری
در موج اخیر افشاگریها درباره تراستیهای نفتی، یک نام کلیدی در حاشیه ماند: حسین آقایاری. بر پایه اسناد این پرونده، آقایاری یکی از تراستیهای بزرگ و بدهکار نفتی است. او طی یک سال نزدیک به ۹۰ میلیون بشکه نفت دریافت کرد و بدهی او به چند میلیارد دلار رسید. قرارداد مرتبط با او با موافقت وزیر نفت و بدون تأیید کارگروه مقابله با تحریم منعقد شد. فروش کشتیهای تحریمی به مجموعههای مرتبط با او انجام شد و همان کشتیها دوباره اجاره شد. این زنجیره مالی و عملیاتی، نفت و دارایی عمومی را جابهجا کرد و تعهدات سنگین بر جا گذاشت.
بیشتر بخوانید: ترامپ از زوهراں ممدانی حمایت کرد
نامهایی که برجسته شدند، نامی که کنار گذاشته شد
یاشار سلطانی در افشاگریهای اخیر خود حلقهای را برجسته کرد که ترکیبی از جریان پایداری و بخشهایی از دستگاه امنیتی قدیمی معرفی شد. همزمان، گزارشهای مجلس و برخی رسانهها نامهای بایندریان، رضوی، مؤمنین و شمخانی را در ارتباط با دریافت حجم بزرگی از نفت پس از توافق اسلامآباد مطرح کردند. اما در همین بستر، پرونده موازی و بزرگ حسین آقایاری در متن سخنان سلطانی جای متناسب نگرفت. حجم نفت، شکل قرارداد، و بدهی چند میلیارد دلاری آقایاری، این غیبت را به یک کتمان معنادار تبدیل کرد.
امضا کجا انجام شد و چه نهادی دور زده شد
بر پایه اسناد این پرونده، قرارداد آقایاری با موافقت وزیر نفت پیش رفت و کارگروه مقابله با تحریم آن را تأیید نکرد. این گزاره، معنای مشخص دارد: سازوکار رسمی نظارت بر خطر تحریم از مدار کنار گذاشته شد و تصمیم کلیدی در سطح وزارت اتخاذ شد. وقتی این مسیر اجرا میشود، بار ریسک و زیان مستقیم به بیتالمال منتقل میشود و دست شبکههای تراستی برای جابهجایی نفت و دارایی عمومی باز میماند.
کشتیهای تحریمی؛ فروش به شبکه، اجاره دوباره همان کشتیها
فروش کشتیهای تحریمی به مجموعههای مرتبط با آقایاری و اجاره دوباره همان کشتیها، حلقهای مکمل در این پرونده است. این الگو، دو اثر همزمان دارد: دارایی عمومی از مالکیت مستقیم خارج میشود و هزینه بهرهبرداری دوباره، بهصورت اجاره، به حساب مردم برمیگردد. ساختاری که باید ریسک تحریم را مدیریت کند، در عمل برای یک شبکه امکان درآمد مضاعف ایجاد کرد و هزینه را به بدنه عمومی تحمیل کرد.
معنای سیاسی و اقتصادی گزینشگری
افشاگری وقتی نامهای مشخصی را با جزئیات خانوادگی، امنیتی و سیاسی هدف میگیرد و همزمان نامی با حجم نفت و بدهی بزرگتر را در حاشیه میگذارد، از مسیر اصلاح ساختار خارج میشود و به جابهجایی ذینفعان تبدیل میشود. نتیجه روشن است: یک باند هزینه میدهد تا باند دیگر جایش را بگیرد. سازوکار غیرشفاف پابرجا میماند، تخفیفهای سنگین ادامه پیدا میکند، مزایده واقعی شکل نمیگیرد و تضامین قوی جای خود را به امضاهای موردی میدهد. مردم در پایان همان هزینه را میپردازند و فقط نامها روی قراردادها عوض میشوند.
سلطانی چه گفت و چه نکرد
سلطانی به نقش «جوجهاطلاعاتیها» و نهادهای امنیتی در روند فروش نفت اشاره کرد. اما تمرکز اصلی او بر چند چهره مشخص ماند که اکنون در معرض فشار سیاسی و رسانهای هستند. در این چینش، پرونده حسین آقایاری، با تمام مؤلفههای کلیدیاش، به حاشیه رانده شد. این انتخاب، روایت را ناقص میکند و افکار عمومی را از دیدن تصویر کامل بازمیدارد: چه کسی امضا کرد، چه چیزی جابهجا شد، چه کسی باید پاسخ بدهد.
زمینهای که افشاگری را میبلعد
میدان واقعی سیاست در ایران، افشاگری سلبریتیمحور و روزنامهنگاری تحقیقی را، حتی با نیت اصلاحطلبانه، زیر منطق جنگ باندها و رقابت بر سر منافع اقتصادی و سیاسی میبرد. اطلاعات، زمان انتشار و گزینش نامها، از رقابتهای درونحاکمیتی تأثیر میپذیرد. این اثر مستقیم بر خروجی کار میگذارد: برخی نامها تکثیر میشوند و برخی نامها حذف میشوند. حذف آقایاری از مرکز روایت، با توجه به ابعاد نفت و بدهی او، یک نمونه عینی از همین منطق است.
سابقه سلطانی و وزن پرسش امروز
یاشار سلطانی پیشتر پرونده املاک نجومی و تخلفات شهرداری تهران در دوران محمدباقر قالیباف را افشا کرد و بهدلیل فعالیتهای رسانهای زندان را تجربه کرد. همین سابقه، بخشهایی از افکار عمومی را به او متمایل کرد. اما امروز وزن پرسش روشن است: چرا در کنار افشای بایندریان، رضوی، مؤمنین و شمخانی، نام حسین آقایاری در متن ماجرا ننشست؟ وقتی عدد نفت به ۹۰ میلیون بشکه نزدیک میشود و بدهی به چند میلیارد دلار میرسد، حذف این نام، شکل روایت را تغییر میدهد.
سؤالهای بیپاسخ؛ عدد، رابطه، معامله
پاسخ مشخص لازم است: رابطه یاشار سلطانی با حسین آقایاری چیست؟ آیا مبلغ ۲۰۰ هزار دلار، مستقیم یا با واسطه، از سوی آقایاری یا مجموعههای مرتبط با او به سلطانی پرداخت شد یا نه؟ آیا میان دریافت این مبلغ و کمرنگماندن پرونده آقایاری نسبت به تراستیهای دیگر پیوند مستقیم وجود دارد؟ این پرسشها، نه حاشیهاند و نه شخصی؛ این پرسشها به قلب روایت، به اعتبار افشاگری و به منافع مردم مربوطاند.
فروش نفت در تحریم؛ ساختار تولید تراستی
فروش نفت در شرایط تحریم، ساختاری غیرشفاف، چندلایه و وابسته به شبکههای امنیتی، نظامی و سیاسی دارد. تراستیها محصول همین ساختار هستند. وقتی کارگروه مقابله با تحریم کنار گذاشته میشود و امضا در سطح وزیر نفت قرارداد را پیش میبرد، خروجی روشن است: اختیار و ریسک در دست حلقههای محدود متمرکز میشود و تعهدات به دوش عموم میافتد. بدون اصلاح سازوکار، افشاگری گزینشی فقط مالکیت رانت را جابهجا میکند.
چرا پاسخ روشن لازم است
پاسخ روشن، مستند و قابل بررسی به پرسشهای بالا مرز میان روزنامهنگاری تحقیقی و افشاگری گزینشی را تعیین میکند. شفافیت درباره ۲۰۰ هزار دلار، توضیح درباره حذف نام حسین آقایاری از مرکز روایت، و اعلام مسیر امضاها و قراردادها، معیارهای لازم برای سنجش استقلال و صداقت افشاگری است. افکار عمومی حق دارد این پاسخها را بیابهام بشنود. این پاسخها باید با عدد، با نام، با زمان و با ذکر امضاها ارائه شود. در غیر این صورت، نتیجه همان است که سالها تکرار شده: تضعیف یک حلقه، جایگزینی با حلقهای دیگر، و استمرار سازوکار غیرشفاف فروش نفت.
پیامد برای مردم؛ نفت جابهجا میشود، هزینه میماند
معنای عملی این ماجرا برای مردم ساده است: نفت جابهجا میشود، قرارداد بدون نظارت کافی امضا میشود، کشتی تحریمی فروخته و دوباره اجاره میشود، بدهی روی هم انباشته میشود و هزینه نهایی از جیب عموم پرداخت میشود. نامها تغییر میکنند، اما سازوکار پابرجاست. تا وقتی پرسشهای کلیدی بیپاسخ بماند، افشاگری نه ابزار اصلاح، که فقط ابزار تسویهحساب خواهد بود. پاسخ امروز، تعیینکننده فرداست.
بیشتر بخوانید: سقوط یک هواپیمای نظامی آمریکایی در آلمان



