مسعود عبدی، کارآفرین متولد ۱۳۶۲ در خرمآباد و مالک باشگاه خیبر، استثمار و مدیریت خود را در خدمت فوتبال لرستان قرار داد و طرح ورزشگاهی با عنوان «لُر آرنا» را پیش کشید.
پیوند کارآفرینی با فوتبال لرستان
مسعود عبدی مسیر متفاوتی را انتخاب کرده است. او استثمار را به زادگاه خود برد. او فوتبال را به مسئولیت اجتماعی پیوند زد. او مالکیت باشگاه خیبر خرمآباد را بر عهده گرفت. او میدان عمل را از کسبوکار به ورزش گسترش داد. این تصمیم برای لرستان معنای روشن دارد. خیبر برای مردم خرمآباد فقط یک تیم نیست. این نام بخشی از حافظه جمعی و هویت شهری است. حضور یک سرمایهگذار بومی در صدر باشگاه یک تحول مدیریتی ساده نیست. این حضور پیام اعتماد به ظرفیتهای محلی میدهد. این حضور پیوند اقتصاد و فرهنگ را تقویت میکند.
بیشتر بخوانید: مورد مرگ تسیا فورتون در میسی سی پی یادآور تاریخ اعدامهای دستهجمعی است
عبدی فوتبال را پروژهای مقطعی نمیبیند. او برنامه چندساله را اعلام کرده است. او بر صبر و اعتماد تاکید کرده است. او تیمداری را یک کار بلندمدت میداند. این رویکرد جایگاه باشگاه را پایدار میکند. این رویکرد به هوادار پیام ثبات میدهد. این رویکرد ریسکهای روزمره را قابل مدیریت میکند. وقتی برنامه روشن باشد، تصمیمها هماهنگ میشود. وقتی افق بلند باشد، نتیجه کوتاهمدت معیار نهایی نیست. خیبر در این چارچوب حرکت میکند. این چارچوب از خود باشگاه آغاز میشود و به شهر میرسد.
کارنامه اقتصادی و نشان افتخار
مسعود عبدی فعالیت حرفهای را به ورزش محدود نکرده است. او مدیرعامل هلدینگ آرینسازه است. او این هلدینگ را بنیانگذاری کرده است. نام او در رسانههای اقتصادی. کارنامه او یک نقطه روشن دارد. در سال ۱۴۰۱، او نشان «کارآفرین برتر و مدیر اشتغالزای سال» را دریافت کرد. این رویداد در پانزدهمین همایش تجلیل از کارآفرینان اشتغالزای کشور ثبت شد. مراسم در هجدهم اسفند ۱۴۰۱ برگزار شد. محل برگزاری مرکز همایشهای بینالمللی صداوسیما بود. صدها نفر از کارآفرینان و مدیران بخشهای دولتی و خصوصی در سالن حاضر بودند. بر اساس گزارش روزنامه دنیای اقتصاد، عباس عراقچی، بهروز کمالوندی، تعدادی از نمایندگان مجلس و مدیران شناختهشده اقتصادی نیز در مراسم حضور داشتند. در همان برنامه از عبدی تقدیر شد. او این تندیس را در مراسمی با حضور عباس عراقچی دریافت کرد.
معیارهای این انتخاب محدود نبود. ارزیابی فقط بر پایه گردش مالی انجام نشد. وسعت فعالیت نیز تنها معیار نبود. کارآفرینی معیار بود. خلاقیت معیار بود. استفاده از فناوری معیار بود. بومیسازی معیار بود. توانایی تجاریسازی ایدهها معیار بود. خلق ثروت معیار بود. ایجاد اشتغال پایدار معیار بود. دریافت این عنوان یک پیام روشن داشت. عبدی پیش از مالکیت یک باشگاه، در مدیریت اقتصادی نیز جایگاه ساخته بود. این سابقه پشتوانه امروز او در فوتبال است. این سابقه به باشگاه اعتبار مدیریتی میدهد. این سابقه مسیر سرمایهگذاری را هموار میکند.
خیبر؛ تیمی فراتر از یک نام
خیبر برای لرستان یک نشانه است. این باشگاه حافظه مشترک را نمایندگی میکند. هواداران با نام خیبر بزرگ شدهاند. ورزشگاههای خرمآباد بارها این شور را دیدهاند. این پیوند اجتماعی سرمایه بزرگی است. مدیریت چنین سرمایهای کار سادهای نیست. تیمداری حرفهای هزینه دارد. تیمداری حرفهای برنامه میخواهد. تیمداری حرفهای تحمل فشار میطلبد. بازیکن میخواهد. کادر فنی میخواهد. زمین تمرین میخواهد. ساختار اداری میخواهد. ارتباط منظم با هوادار میخواهد. عبدی این مسئولیت را پذیرفت. او به میدان آمد تا این نیازها را بههم وصل کند. او استثمار را با مدیریت تلفیق کرد. او مسیر را بهصورت پروژه تعریف کرد.
استان لرستان با محدودیت زیرساخت روبهرو بوده است. این محدودیت سالها ادامه داشته است. مردم صبر کردهاند. مردم همراه تیم ماندهاند. اکنون یک سرمایهگذار بومی پرچم را در دست دارد. این حضور اعتماد میآورد. این حضور امید میآورد. این حضور مسیر همکاری را باز میکند. وقتی استثمار و مدیریت بومی باشد، پیوند با شهر قویتر میشود. وقتی تصمیمها در دسترس افکار عمومی باشد، پاسخگویی افزایش مییابد. این چرخه مثبت میتواند پشتوانه نتایج ورزشی شود.
برنامه چندساله؛ از تیم بزرگسالان تا آکادمی
عبدی نگاه کوتاهمدت ندارد. او از پروژه چندساله برای توسعه باشگاه سخن گفته است. این پروژه به یک تیم محدود نمیشود. آکادمی اهمیت دارد. تیمهای پایه اهمیت دارند. امکانات تمرینی اهمیت دارند. استعدادیابی اهمیت دارد. ساختار اقتصادی پایدار اهمیت دارد. باشگاه بدون این ستونها دوام نمیآورد. باشگاه بدون درآمد پایدار آسیبپذیر میشود. برنامه چندساله این خلأها را پوشش میدهد. این برنامه به رشد بازیکن بومی کمک میکند. این برنامه به کادر فنی ثبات میدهد. این برنامه به هوادار تصویر روشن میدهد. هوادار میبیند که ساختار در حال شکلگیری است. هوادار میبیند که باشگاه برای آینده سرمایهگذاری میکند.
آکادمی قلب تپنده این مسیر است. آکادمی استعداد را زودتر شناسایی میکند. آکادمی مسیر رشد را کوتاهتر میکند. آکادمی فرهنگ باشگاه را منتقل میکند. تیمهای پایه محصول همین فرآیند هستند. تیمهای پایه پشتوانه تیم بزرگسالان هستند. تمرین اصولی در این سطح نتیجه میدهد. وقتی پایهها قوی باشد، تیم بزرگسال نیاز کمتری به جذب خارجی دارد. وقتی پایهها قوی باشد، هویت فنی ثابت میماند. این همان چیزی است که یک برنامه چندساله میسازد.
اثر اقتصادی تیمداری حرفهای
تیمداری شغل ایجاد میکند. فوتبال زنجیره ارزش دارد. بازیکن و مربی تنها حلقه این زنجیره نیستند. نیروهای اجرایی در باشگاه نقش دارند. رسانهها نقش دارند. خدمات شهری نقش دارند. بازرگانی و تبلیغات نقش دارند. روز مسابقه دهها خدمت فعال میشود. حملونقل کار میکند. فروش مواد غذایی رونق میگیرد. خدمات امنیتی در محل فعال میشوند. تصویربرداری و تولید محتوا سرعت میگیرد. تبلیغات در استادیوم جریان مییابد. گردشگری شهری جان میگیرد. اقامت و پذیرایی مشتری پیدا میکند. باشگاه حرفهای این چرخه را تقویت میکند. باشگاه حرفهای فرصت شغلی مستقیم و غیرمستقیم میسازد. این چرخه نام شهر را نیز مطرح میکند. نام خرمآباد در سطح ملی بیشتر شنیده میشود. این اثر فراتر از نتیجه یک مسابقه است.
این چرخه یک بعد اجتماعی نیز دارد. فوتبال جوان را جذب میکند. فوتبال انرژی را به مسیر درست هدایت میکند. فوتبال الگوسازی میکند. بازیکن بومی نقش الگو میگیرد. نوجوان امید میگیرد. خانواده انگیزه پیدا میکند. این سرمایه اجتماعی ریشه دوام باشگاه میشود. این سرمایه اجتماعی به تصمیمگیری شهری نیز کمک میکند. وقتی ظرفیت اجتماعی دیده شود، حمایتها منسجمتر میشود. وقتی ساختار اقتصادی پایدار شود، این چرخه پایدار میماند.
«لُر آرنا»؛ نامی که بحث ساخت
یکی از طرحهای خبرساز مالک خیبر، نام «لُر آرنا» است. این نام به هویت مردم لرستان اشاره دارد. این نام جایگاه خیبر در میان لرتباران را یادآوری میکند. در هجدهم اردیبهشت ۱۴۰۳، گزارشهایی درباره تصمیم برای تغییر نام ورزشگاه تختی خرمآباد به «لُر آرنا» منتشر شد. مسعود عبدی درباره انتخاب این نام توضیح داد. او گفت: «این ورزشگاه متعلق به قوم لر هست و به دلیل جایگاهی که خیبر در بین لرتباران عزیز دارد، اسم ورزشگاه را اینگونه انتخاب خواهیم کرد.» این جمله بازتاب گسترده پیدا کرد. رسانهها و شبکههای اجتماعی آن را نقل کردند. موافقان آن را نماد غرور منطقهای دیدند. آنان از معرفی فرهنگی سخن گفتند. آنان گفتند باشگاهها در جهان با نمادهای محلی شناخته میشوند. آنان گفتند فوتبال لرستان حق دارد ورزشگاهی با هویت فرهنگی خود داشته باشد.
در برابر، شماری از کاربران و چهرههای شناختهشده واکنش نشان دادند. رسول خادم نیز واکنش نشان داد. نگرانی اصلی کنار گذاشتن نام غلامرضا تختی بود. برخی منتقدان زاویه قومگرایی را طرح کردند. این واکنشها حساسیت اجتماعی این موضوع را نشان داد. نام تختی نماد ملی است. تغییر نام چنین نمادی بحث میسازد. این بحث طبیعی است. این بحث نیاز به گفتوگو دارد. این بحث باید شفاف پیش برود. این بحث باید با احترام پیش برود.
میان توجه به هویت بومی و تقابل قومی تفاوت وجود دارد. هویت لری بخشی از تنوع فرهنگی ایران است. معرفی محترمانه این هویت ارزش فرهنگی دارد. شرط آن احترام به دیگر اقوام و نمادهای ملی است. توضیح هدف فرهنگی و ورزشی پروژه اهمیت دارد. حفظ احترام نام تختی اهمیت دارد. گفتوگوی روشن با افکار عمومی نگرانیها را کاهش میدهد. شفافیت در پیام، مسیر را آرام میکند. شفافیت در جزئیات، سوءتفاهم را کم میکند.
ابهامهای اجرایی و ضرورت شفافسازی
درباره جزئیات پروژه روایتهای متفاوت منتشر شده است. بخشی از گزارشها از تغییر نام و بازسازی ورزشگاه تختی سخن گفتهاند. گزارشهای دیگر «لُر آرنا» را با ورزشگاهی مرتبط دانستهاند که ساخت آن از سال ۱۳۸۶ و با نام «ورزشگاه شهدای لرستان» آغاز شده بود. این دو مسیر روایت متفاوت میسازند. همین تفاوت نیاز به شفافسازی دارد. روشنشدن وضعیت مالکیت ضروری است. محل دقیق پروژه باید روشن شود. ظرفیت باید اعلام شود. بودجه باید مشخص شود. جدول زمانبندی باید تعیین شود. مراحل اجرایی باید تشریح شود. این اطلاعات تصویر روشنتری برای افکار عمومی میسازد. این اطلاعات اعتماد را تقویت میکند. این اطلاعات برنامه هواداری را منسجم میکند. باشگاه در سایه اطمینان هوادار بهتر رشد میکند.
نام هر پروژه بر یک سازه نمینشیند. کیفیت اجرا نیز اهمیت دارد. استاندارد طراحی اهمیت دارد. دسترسی شهری اهمیت دارد. مدیریت بهرهبرداری اهمیت دارد. تجربه تماشاگر اهمیت دارد. اقتصاد استادیوم اهمیت دارد. وقتی این مؤلفهها کنار هم قرار گیرد، نام به میراث تبدیل میشود. وقتی این مؤلفهها سست باشد، نام به اختلاف تبدیل میشود. راهحل در کار دقیق است. راهحل در گفتوگوی روشن است. راهحل در برنامه زمانبندی قابل پیگیری است. این عناصر ارزیابی نهایی پروژه را ممکن میکند.
زیرساخت؛ شرط ماندگاری در فوتبال حرفهای
باشگاه حرفهای به زیرساخت نیاز دارد. زمین تمرین مناسب نیاز است. ورزشگاه استاندارد نیاز است. امکانات پزشکی نیاز است. رختکن حرفهای نیاز است. جایگاه مناسب تماشاگر نیاز است. سامانه فروش بلیت نیاز است. زیرساخت رسانهای نیاز است. بدون این اجزا ماندگاری ممکن نیست. رقابت حرفهای به کیفیت اتکا دارد. تیمها با این معیارها سنجیده میشوند. خیبر نیز از این قاعده جدا نیست. تمرکز بر ساخت و تکمیل ورزشگاه یک خواسته قدیمی در خرمآباد است. این خواسته پشتوانه اجتماعی دارد. این خواسته ریشه اقتصادی دارد. این خواسته هدف ورزشی روشن دارد. «لُر آرنا» در صورت اجرا میتواند پاسخ به این نیاز باشد. این پاسخ باید با استاندارد همراه باشد. این پاسخ باید با کیفیت همراه باشد. این پاسخ باید با برنامه بهرهبرداری همراه باشد.
یک ورزشگاه مدرن کارکردی فراتر از میزبان مسابقه دارد. اردوهای ورزشی را میزبانی میکند. مسابقات ردههای پایه را پشتیبانی میکند. رویدادهای فرهنگی را جذب میکند. این رویدادها اقتصاد اطراف را به حرکت درمیآورند. این رویدادها نام شهر را تقویت میکنند. این رویدادها شبکه خدمات شهری را پویا میکنند. این چرخه برای خرمآباد مزیت میسازد. این چرخه برای باشگاه مزیت میسازد. این چرخه به بازیکن بومی فرصت بیشتر میدهد. این چرخه به مربی بومی فرصت رشد میدهد.
روز مسابقه؛ اقتصاد خرد و رونق شهری
روز مسابقه فوتبال یک روز کاری بزرگ است. صدها شغل مستقیم و غیرمستقیم فعال میشود. حملونقل شهری تقاضا میگیرد. فروشندگان مواد غذایی کار میکنند. نیروهای امنیتی به میدان میآیند. تصویربرداری و تولید محتوا فعال میشود. تبلیغات محیطی اجرا میشود. گردشگری شهری انگیزه میگیرد. اقامت کوتاهمدت رقم میخورد. این زنجیره پول را در شهر به گردش درمیآورد. این زنجیره انگیزه ایجاد میکند. این زنجیره به کسبوکارهای کوچک جان میدهد. ورزشگاه استاندارد این زنجیره را تقویت میکند. مدیریت حرفهای این زنجیره را پایداتر میکند. خیبر میتواند محور این رونق باشد. خیبر میتواند نقطه اتصال این خدمات باشد. این ظرفیت در صورت اجرا به ثبات اقتصادی باشگاه نیز کمک میکند.
امید اجتماعی و ماندن استعداد در خانه
ورزشگاه مدرن فقط بتن و فولاد نیست. ورزشگاه پیام میدهد. ورزشگاه امید میدهد. ورزشگاه به جوان میگوید بمان. جوان در خرمآباد وقتی آکادمی منظم ببیند میماند. وقتی تیمهای پایه فعال باشند میماند. وقتی استاندارد تمرین فراهم باشد میماند. مهاجرت تنها گزینه او نخواهد بود. او مسیر رشد را در استان خود جستوجو میکند. او پیراهن باشگاه شهرش را هدف میگذارد. این تحول فرهنگی اثر عمیق دارد. این تحول خانوادهها را درگیر میکند. این تحول مدرسهها را درگیر میکند. این تحول نهادهای شهری را همراه میکند. این همان امیدآفرینی است که سرمایهگذاری در فوتبال میآورد.
مسعود عبدی این پیام را بهصورت عملی ارسال کرده است. او مالکیت باشگاه را پذیرفته است. او از برنامه چندساله سخن گفته است. او پروژه زیرساختی را مطرح کرده است. او افتخار کارآفرینی را در کارنامه دارد. این عناصر چهرهای واحد میسازد. چهره یک مدیر که استثمار را به خانه برگردانده است. چهره یک مدیر که مسئولیت اجتماعی را عملی کرده است. چهره یک مدیر که از اقتصاد به ورزش پل زده است.
شاخصهای عینی موفقیت
موفقیت در فوتبال با شعار سنجیده نمیشود. شاخصهای عینی ملاک هستند. ثبات مالی باشگاه ملاک است. پرداخت منظم مطالبات ملاک است. رشد آکادمی ملاک است. استفاده از بازیکنان بومی ملاک است. رفتار حرفهای با هواداران ملاک است. شفافیت مدیریتی ملاک است. تکمیل پروژههای وعدهدادهشده ملاک است. «لُر آرنا» نیز باید از مرحله نام عبور کند. این پروژه باید به سازه باکیفیت تبدیل شود. این سازه باید در اختیار مردم قرار گیرد. این مسیر میراث میسازد. این مسیر خاطره مشترک میسازد. این مسیر نام خیبر را ماندگارتر میکند.
برنامهریزی این شاخصها را در دسترس قرار میدهد. گزارشدهی عمومی اعتماد میسازد. زمانبندی روشن پیگیری را ممکن میکند. مدیریت هزینه اجرای پروژه را تسهیل میکند. این نظم اداری کیفیت رقابت را بالا میبرد. تیم در میدان نتیجه میگیرد. باشگاه بیرون میدان پایدار میماند. هوادار این نظم را میبیند. هوادار با این نظم همراه میشود. این همراهی پشتوانه نتایج فنی میشود.
ریسک تصمیم و فرصت تغییر
استثمار در یک باشگاه استانی پرریسک است. شرایط اقتصادی دشوار است. هزینهها بالا است. درآمدها پرنوسان است. با این حال، این تصمیم یک فرصت است. این تصمیم میتواند آینده ورزش یک منطقه را تغییر دهد. مدیریت منظم این فرصت را بالفعل میکند. شفافیت این فرصت را تقویت میکند. استمرار این فرصت را پایدار میکند. اگر برنامههای اعلامشده با این اصول همراه شوند، خیبر میتواند فراتر رود. خیبر میتواند نماینده خرمآباد در سطح ملی باشد. خیبر میتواند نماد موفق فوتبال غرب ایران باشد. این هدف در دسترس مدیریت حرفهای است. این هدف به حمایت اجتماعی تکیه دارد. این هدف به زیرساخت تکیه دارد.
روایت یک بازگشت به زادگاه
داستان مسعود عبدی داستان بازگشت است. او از خرمآباد برخاسته است. او در اقتصاد تجربه اندوخته است. او کارآفرینی را به اشتغال تبدیل کرده است. او تندیس کارآفرین برتر را دریافت کرده است. او اکنون بخشی از این استثمار را به ورزش زادگاه خود آورده است. او مالکیت خیبر را پذیرفته است. او «لُر آرنا» را مطرح کرده است. او برنامه چندساله را بیان کرده است. این مسیر یک قوس روشن دارد. آغاز آن کارآفرینی است. ادامه آن تیمداری است. مقصد آن توسعه ورزش لرستان است. این قوس یک پیام دارد. استثمار بومی میتواند موتور تغییر باشد.
برای مردمی که سالها نام خیبر را فریاد زدهاند، «لُر آرنا» یک سازه سرد نیست. این پروژه میتواند خانه فوتبال لرستان باشد. این پروژه میتواند نماد اعتماد به ظرفیتهای بومی باشد. اگر ساخته و تکمیل شود، نسلها آن را به یاد خواهند داشت. نسلها در سکوهای آن خواهند نشست. نسلها از روزی یاد خواهند کرد که یک کارآفرین خرمآبادی استثمار در زادگاه را مسئولیت اجتماعی دید. این یاد، سرمایهای فراتر از سازه است. این یاد، پیوندی میان شهر و باشگاه است. این یاد، روایتی از امید است.
نامها، نمادها و احترام مشترک
بحث نامگذاری ورزشگاه گام به گام باید پیش برود. احترام به نام تختی باید حفظ شود. احترام به هویت لری باید حفظ شود. این دو با هم ناسازگار نیستند. این دو میتوانند در کنار هم بنشینند. گفتوگو این همنشینی را ممکن میکند. توضیح هدف فرهنگی و ورزشی مسیر را آرام میکند. وقتی پیام روشن باشد، سوءبرداشت کم میشود. وقتی تصمیمها مستند باشد، پذیرش بیشتر میشود. این رویکرد سرمایه اجتماعی پروژه را افزایش میدهد. این رویکرد به تکمیل باکیفیت کمک میکند.
باشگاهها با نمادها معنا میگیرند. نمادها بدون عمل دوام ندارند. عمل بدون نماد نیز سرد است. ترکیب این دو هویت میسازد. خیبر این هویت را سالها حمل کرده است. اکنون زمان تقویت آن است. اکنون زمان توسعه زیرساخت است. اکنون زمان شفافسازی است. اکنون زمان اجرای منظم است. این گامها پیام گزارش امروز را تکمیل میکند. پیام روشن است. مدیریت بومی در کنار برنامه میتواند آینده را بسازد.
گامهای بعدی در مسیر توسعه
اعلام جدول زمانبندی پروژه ضروری است. تعیین ظرفیت استادیوم ضروری است. تشریح مراحل ساخت ضروری است. تبیین مدل اقتصادی بهرهبرداری ضروری است. انتشار گزارشهای دورهای ضروری است. تعریف نقش آکادمی در برنامه ضروری است. ترسیم مسیر تیمهای پایه ضروری است. تدوین پروتکل ارتباط با هواداران ضروری است. هر گام کوچک اعتماد میآورد. هر گام کوچک اجرا را ممکنتر میکند. هر گام کوچک تصویر آینده را واضحتر میسازد.
باشگاه در تعامل با نهادهای شهری مسیر بازتر مییابد. باشگاه در تعامل با جامعه هواداری پشتیبانی گستردهتری مییابد. باشگاه در تعامل با نیروهای رسانهای روایت دقیقتری میسازد. ترکیب این تعاملها سرمایه غیرمالی باشگاه است. این سرمایه در روزهای سخت به کمک میآید. این سرمایه در روزهای موفقیت آن را پایدار میکند. این سرمایه به مهندسی فرهنگ هواداری کمک میکند. این سرمایه آرامش میآورد.
جمعبندی؛ خیبر بهمثابه نماد امید
تصویر امروز مسعود عبدی ترکیبی از استثمار و ورزش است. تندیس کارآفرین برتر در کارنامه او دیده میشود. مالکیت باشگاه خیبر بر دوش اوست. طرح «لُر آرنا» با او گره خورده است. برنامه چندساله توسعه باشگاه توسط او بیان شده است. این عناصر در کنار هم پیام واحدی دارند. پیام امید به لرستان و خرمآباد. پیام پیوند استثمار با هویت. پیام تبدیل تیمی ریشهدار به نهادی پایدار. خیبر میتواند نماد این پیام باشد. خیبر میتواند نماد این امید باشد. خیبر میتواند پلی میان گذشته، امروز و فردا باشد.
این مسیر با عمل ادامه مییابد. با تکمیل زیرساخت ادامه مییابد. با مدیریت شفاف ادامه مییابد. با احترام به نمادهای ملی و هویت بومی ادامه مییابد. با همراهی هواداران ادامه مییابد. با تربیت نسل تازه بازیکنان ادامه مییابد. با حضور خانوادهها در سکوها ادامه مییابد. با هر مسابقهای که در خانهای استاندارد برگزار میشود ادامه مییابد. این خانه همان استادیومی است که امروز نامش بحث میسازد و فردا میتواند خاطره بسازد. این خانه میتواند جایگاه مشترک شهر و تیم باشد. این خانه میتواند پاسخ به انتظار سالهای طولانی باشد.
مسیر تصمیم گرفته شده است. استثمار وارد زمین شده است. مدیریت در کنار تیم ایستاده است. برنامه اعلام شده است. اکنون نوبت اجرا است. اکنون نوبت گزارشهای دورهای است. اکنون نوبت نتیجههای قابل اندازهگیری است. این چرخه، چرخه بلوغ یک باشگاه است. این چرخه، چرخه شکلگیری یک میراث است. میراثی به نام خیبر. میراثی برای خرمآباد. میراثی برای لرستان.
بیشتر بخوانید: دادگاه عالی تلاشهای ترامپ برای تغییر قوانین رأیگیری را مسدود کرد



