در اولین نصب یکی از نمایشگاههای ونیز ایمرسیو، بازدیدکنندگان با یک جعبه فلزی به ارتفاع سینه مواجه میشوند که به یک چشمی و دو بلندگو مجهز است. وقتی به درون این جعبه نگاه میکنید، تصویری از خود را از ارتفاع حدود ۲۰ فوت میبینید. دیگر مهمانان در حال عبورند و چند کبوتر بر روی زمین در حال گشت و گذار هستند. اما زمانی که یکی از این عابران به مدت طولانیتری در کنار شما توقف میکند، غریزه طبیعی شما این است که نگاهی به بالا بیندازید تا ببینید او چه میخواهد.
تجربهای که به کابوس تبدیل میشود
در همین لحظه است که تجربه به یک کابوس لینچی تبدیل میشود. این عابر واقعی نیست — یا بهتر بگوییم، او تنها درون جعبه واقعی است. او یک کت آبی به تن دارد و با لهجهای سنگین فرانسوی داستانی را روایت میکند که در محافل عادی مناسب نیست. او از شما میپرسد که چرا اینقدر وقت خود را صرف تماشای این جعبه کردهاید. “چرا مردم مدام به داخل این جعبه نگاه میکنند؟” او میپرسد. “آنها چه چیزی را امیدوارند ببینند؟ این واقعیت نیست.”
این نمایشگاه همچنین به موضوعات جدیتری مانند تأثیرات تغییرات اقلیمی میپردازد. آثار هنری به نمایش درآمده، از داستانهای خندهدار و بیاهمیت تا مسائل جدی و عمیق، همگی نشاندهندهی دنیای پیچیدهای هستند که ما در آن زندگی میکنیم. فستیوال ونیز به عنوان یک سکوی نمایش برای رسانههای نوین، فرصتی را برای هنرمندان فراهم آورده است تا ایدههای خود را به شیوهای جذاب و تأثیرگذار به نمایش بگذارند.
پا گذاشتن به دنیای واقعیت مجازی
این رویداد به پایان رسید، اما آثار آن به خاطر تجربیات عمیق و نوآورانهاش در خاطر بازدیدکنندگان باقی خواهد ماند. ونیز ایمرسیو نه تنها یک نمایشگاه هنری است، بلکه یک سفر به دنیای مجازی است که مخاطبان را به تفکر دربارهی واقعیت و ادراک آن وامیدارد. این فستیوال به وضوح نشان میدهد که چگونه فناوری میتواند به هنر و فرهنگ خدمت کند و ما را به چالش بکشد.
منبع: theguardian.com



